پایگاه خبری مدیر

مرجع خبری مدیران و کسب‌وکارها

تحلیل ژئواکونومیتیک بندر مکران و راهبرد مقابله با محاصره اقتصادی منطقه‌ای

چشم‌انداز ژئواکونومیک

مدیرنیوز_سواحل مکران ایران دسترسی مستقیم به آب‌‌های آزاد اقیانوس هند را فراهم می‌کند. بندر چابهار به عنوان تنها بندر اقیانوسی ایران در دریای مکران، قابلیت بالایی در فعال‌سازی مزیت‌های ژئواکونومیک و گسترش روابط تجاری با روسیه و هند دارد. در دوره اخیر نیز رشد تجارت دریایی و ظرفیت بنادر کشور در حال افزایش است. بر اساس اعلام وزیر راه، با بهره‌‌برداری از بندر مکران در حال ساخت، ظرفیت کانتینری بنادر ایران ۲۰۰ میلیون تن افزایش می‌یابد. این موضع نقش حیاتی بنادر مکران را در برون‌رفت از محاصره اقتصادی نمایان می‌سازد. در ادامه، گام‌های پیشنهادی در قالب نقشه‌راه، طرح اجرایی و تحلیل SWOT ارائه می‌شود.

نقشه راه

کوتاه‌مدت (۱–۲ سال):

  • تسریع در تکمیل پروژه‌های زیرساختی بندری. به‌طور خاص، افتتاح فاز دوم بندر شهید بهشتی چابهار و بهره‌برداری از «بندر مکران» جدید که هم‌اکنون در دست ساخت است، با اولویت بالا پیگیری شود. بهره‌برداری از «بندر مکران» ظرفیت ۲۰۰ میلیون تنی بنادر ایران را بلافاصله افزایش داده و موقعیت تجاری کشور را تقویت می‌کند. هم‌زمان طرح اتصال ریلی چابهار به شبکه سراسری (تا زاهدان) باید نهایی شود تا گلوگاه‌های لجستیکی برطرف گردند.
  • گسترش خطوط حمل‌ونقل مستقیم بین‌المللی. مذاکرات با چین، هند، پاکستان و کشورهای آسیای میانه (تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان) برای راه‌اندازی خطوط کشتیرانی منظم و کانتینری به بنادر مکران تشدید شود. شاهدیم که بستن «خطوط مستقیم حمل از چین به چابهار» و ایجاد مسیر ریلی مستقیم چین-ایران (از ایستان تا بندر عباس) در حال انجام است . استفاده از مسیرهای ترکیبی حمل‌ونقل چندوجهی بین سواحل مکران و اوراسیا (به‌ویژه با استفاده از راه‌آهنهای تازه توسعه‌یافته در آسیای میانه) یک اولویت فوری باشد.
  • فعال‌سازی سریعانه بندر جاسک و خط لوله گوره–جاسک. صادرات نفت از دریای عمان (پیرامون جاسک) به‌جای تنگه هرمز تداوم یابد تا کمترین اخلال خارجی در فروش نفت به وجود آید.
  • ظرفیت فعلی صادرات نفت ۳۵۰ هزار بشکه در روز است و باید به ۱ میلیون بشکه در روز ارتقا یابد. این اقدام، تحریم‌های نفتی را تا حد زیادی ناکام می‌گذارد.

میان‌مدت (۲–۵ سال):

  • تکمیل شبکه‌های ریلی و جاده‌ای ترانزیتی. لُجستیک زمینی پیرامون بنادر مکران تقویت شود: راه‌آهن چابهار–زاهدان حداکثر تا اوایل 1406 راه‌اندازی و راه‌آهن مکران–مشهد و ارتباط با خط آهن گرگان به بندر گز مطالعه و احداث گردد. این امر در اتصال اقتصادی شرق کشور به خلیج فارس و آسیای میانه نقش دارد. همچنین خطوط کشتیرانی فراملی (مثلاً از بنادر حاشیه اقیانوس هند به چابهار) به طور فعال تبلیغ و ترویج شود تا بار از مسیرهای رقیب دور شود.
  • احیا و توسعه کریدورهای جایگزین منطقه‌ای. ایران باید با پیشنهاد طرح‌هایی مانند «کریدور ارس» (اتصال از طریق شمال غرب کشور به ارمنستان و قفقاز) به عنوان گزینه‌ای جایگزین برای کریدور زنگزور، به بازیگران منطقه‌ای شامل ارمنستان، هند، پاکستان و چین مراجعه کند این کریدور، بدون خدشه به تمامیت ارضی همسایگان شمالی، منافع ترانزیتی ایران را تأمین می‌کند. همچنین تکمیل کریدور بین‌المللی شمال-جنوب (INSTC) و تبلیغ مزایای آن در منطقه ضرورت دارد (به‌طوری که جذابیت اقتصادی طرح‌های رقیب کاهش یابد).
  • بهبود دیپلماسی منطقه‌ای. سطح رایزنی‌ها با کشورهای کلیدی مانند روسیه، ارمنستان و تاجیکستان افزایش یابد. هر دو کشور روسیه و ارمنستان در صورت احداث کریدور زنگزور متضرر می‌شوند؛ لذا ایران می‌تواند از این فرصت برای افزایش همکاری راهبردی استفاده کند.
  • در مذاکرات بین‌المللی و رسانه‌ای، ماهیت استعماری ۹۹ ساله پروژه‌های پیشنهادی (مانند اجاره طولانی‌مدت ارمنستان) افشا گردد تا حمایت‌های سیاسی از آنها تحت تأثیر قرار گیرد.
  • اقدام فعال برای گسترش همکاری با چین (به‌ویژه در چارچوب توافق ۲۵ ساله ایران و چین) در حوزه زیرساخت‌های بندری و لجستیک نیز در میان‌مدت باید در اولویت باشد(همان‌طور که چین از سرمایه‌گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری روی سواحل مکران خبر داده است).

بلندمدت (۵+ سال):

  • تبدیل مکران به هاب منطقه‌ای. با تثبیت زیرساخت‌ها و رایزنی‌های دیپلماتیک، باید حوزه‌های پیرامونی بنادر مکران (مناطق آزاد چابهار، جاسک و پارسیان) به قطب‌های صنعتی و لجستیکی تبدیل شوند. سرمایه‌گذاری خارجی (به ویژه از چین و متحدان منطقه‌ای) در صنایع دریایی، نفت و گاز، و ترانزیت کالا ترویج شود تا اقتصاد منطقه تنوع یابد. این امر ضمن ایجاد اشتغال، وابستگی به کریدورهای خارجی را کاهش می‌دهد.
  • گسترش روابط اقتصادی با بازارهای بزرگ دنیا. عضویت در نهادهایی مانند بریکس و بهره‌گیری از زنجیره تأمین آسیایی باید به صادرات و واردات ایران جان تازه‌ای دهد. بهبود خطوط کشتیرانی بین قاره‌ای (مثلاً مسیر دریایی چابهار–دور شرق و آفریقا) و بهره‌گیری از ظرفیت‌های بندری ایران برای جذب تجارت ترانزیتی می‌تواند نقش ایران را در تجارت جهانی تقویت کند.
    در این افق بلندمدت، ایران باید به هاب لجستیکی و انرژی تبدیل شده و به یک مرکز عمده تأمین انرژی و حمل‌ونقل در منطقه تبدیل شود.

طرح اجرایی

تکمیل زیرساخت‌های بندری:

  • تکمیل «بندر مکران» و توسعه فاز ۲ بندر چابهار طبق جدول زمان‌بندی دولت. تخصیص بودجه کافی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی (در قالب مشارکت‌های دولتی-خصوصی) برای تجهیزات مدرن تخلیه و بارگیری بنادر برنامه‌ریزی شود.
  • راه‌آهن چابهار–زاهدان تا پایان 1406اجرایی شود. این پروژه باید با همکاری وزارت راه و شرکت ساخت و توسعه زیربناها و پیمانکاران معتبر ادامه یابد.
  • توسعه بنادر کوچک‌تر منطقه (خمیر، سیریک) و تکمیل پایانه‌های چندمنظوره در بندر جاسک برای جابجایی کالاهای نفتی و غیرنفتی انجام گیرد.
  • ایجاد زیرساخت‌های لجستیک تکمیلی: احداث انبارها، سیلوی غله، و پایانه کانتینری در محدوده بنادر مکران به منظور جذب حجم بالای محموله‌ها ضروری است.

تنوع‌بخشی به مسیرهای تجاری:

  • پیگیری مذاکرات راهبردی با هند، چین، روسیه، آسیای میانه و کشورهای منطقه خلیج فارس برای تاسیس خطوط حمل دریایی و ریلی جدید. به عنوان مثال، پروژه اتصال چابهار به حمل‌ونقل ریلی روسیه-قزاقستان-چین باید نهایی و اجرایی شود.
  • مشارکت در پروژه کریدور شمال-جنوب (INSTC): فعال‌سازی کامل مسیرهای شرق-غرب (از بنادر هند از طریق ایران به قزاقستان و روسیه) و ترویج مزایای اقتصادی آن. این کریدور توسط ایران و شرکایش به‌عنوان راهبردی‌ترین مسیر برای کاهش زمان و هزینه حمل مطرح شود.
  • ارائه پیشنهادات جدید به کشورهای همسایه: مثلاً کریدور ارس (اتصال ریلی یا جاده‌ای ایران به آذربایجان/ارمنستان از شمال غرب) را به‌عنوان طرحی اقتصادی جذاب معرفی و طرح‌های مشترک سرمایه‌گذاری با ارمنستان و روسیه پیگیری شود.

تقویت ائتلاف‌های منطقه‌ای و دیپلماسی فعال:

  • برگزاری اجلاس‌های منطقه‌ای با محوریت ایران و روسیه (و در صورت امکان چین) برای هماهنگی راهبردها در مقابل پروژه‌های دور زدن ایران. افزایش سطح همکاری‌های دفاعی (مانند رزمایش‌های مشترک دریایی) با هدف تضمین امنیت بنادر و خلیج‌فارس و ارسال پیام بازدارنده به همسایگان منطقه‌ای.
  • مذاکره با پاکستان و افغانستان: ایران باید روابط اقتصادی خود را با پاکستان (حامی بندر گوادر) و طالبان افغانستان افزایش دهد. برای مثال، تهاتر کالا با پاکستان و ایجاد توافقات مشابه TAPI در حوزه ترانزیت کالا پیشنهاد شود. همچنین توسعه ارتباط با طالبان در شمال کشور (تاجیکستان و افغانستان) برای هدایت جریان تجارت ایشان به سوی بنادر ایرانی در نظر گرفته شود.
  • استفاده از ظرفیت‌های دیپلماتیک در مجامع بین‌المللی: ایران باید در سازمان‌های منطقه‌ای (مانند شانگهای یا بریکس) و اجلاس‌های چندجانبه نقش خود را پررنگ کند تا از حمایت کشورهای بزرگ برای پروژه‌های بندری خود بهره‌مند گردد.

امنیت و مدیریت ریسک:

  • افزایش امنیت بنادر با استفاده از فناوری‌های نوین مراقبت ساحلی و حضور نظامی-دریایی قوی برای حفاظت از کشتی‌ها و تأسیسات دریایی. ضمناً زیرساخت‌های تله‌متری و حفاظتی (مانند دوربین‌‌های دید در شب) در خطوط ساحلی مکران نصب شود.
  • آماده‌سازی طرح‌های پشتیبانی داخلی در صورت بسته‌شدن تنگه هرمز یا سایر راه‌های دریایی: به این منظور، ظرفیت ذخیره‌سازی نفت (نظیر مخازن عظیم و خطوط لوله جایگزین) و بیمه‌های حمل‌ونقل جایگزین افزایش یابد تا شوک خارجی کاهش یابد.
  • مقابله اطلاعاتی و رسانه‌ای با پروژه‌های رقیب: تلاش شود تا مطالب علمی و بررسی‌های ژئواکونومیک در سطح رسانه‌ها و کنفرانس‌ها پخش و ماهیت ژئوسیاسی پروژه‌های دور زدن ایران را روشن سازد.

تحلیل SWOT

  • نقاط قوت: سواحل مکران موقعیت استراتژیک دسترسی به آب‌های آزاد و اتصال به کریدورهای مهم ترانزیتی را برای ایران مهیا می‌سازد .وجود بندر اقیانوسی چابهار و سرمایه‌گذاری چشمگیر بر توسعه زیرساخت‌های بندری باعث شده ایران ظرفیت بنادر خود را به‌سرعت افزایش دهد (به‌طور نمونه بهره‌برداری از بندر مکران ۲۰۰ میلیون تن به ظرفیت کشور اضافه می‌کند) .همچنین عضویت ایران در پیمان‌های اقتصادی آسیایی (مانند بریکس) دسترسی به بازارهای بزرگ را افزایش داده و زمینه تعامل اقتصادی گسترده را فراهم کرده است.
  • نقاط ضعف: کمبود شبکه‌های ریلی و راه‌های مواصلاتی در مناطق جنوبی و شرقی کشور، کارآمدی بنادر مکران را محدود می‌کند. علاوه بر این، مانع اصلی «تحریم‌های بین‌المللی» همچنان فشار اقتصادی بر واردات تجهیزات و سرمایه‌گذاری خارجی را حفظ کرده است. مشکلات امنیتی داخلی (مانند ناامنی‌های پراکنده در بلوچستان) و هزینه بالای بیمه دریایی نیز ریسک حمل‌ونقل به بنادر مکران را افزایش می‌دهد.
  • فرصت‌ها: افزایش تقاضای جهانی برای تجارت ترانزیتی و انتقال انرژی، به ویژه نیاز بازارهای بزرگ آسیایی به مسیرهای جایگزین امن (نظیر مسیر دریایی از خلیج فارس و بنادر اقیانوسی)، یک فرصت بزرگ برای ایران است. همکاری‌های چندجانبه با چین، هند و کشورهای آسیای میانه در چارچوب پروژه‌های بزرگ (ریل یا کریدورهای مشترک) ظرفیت ترانزیت ایران را چندین برابر می‌کند. همچنین علاقه کشورهای همسایه (تاجیکستان، ازبکستان، ارمنستان) به سرمایه‌گذاری در چابهار نشان‌دهنده تقاضای منطقه‌ای برای استفاده از این بنادر است.بهره‌برداری کامل از ظرفیت خلیج‌فارس (پروژه جاسک) نیز توان صادرات انرژی ایران را مستقل از مسیرهای تحت کنترل رقبای منطقه‌ای می‌کند.
  • تهدیدها: پروژه‌های همسو با سیاست‌های آمریکا، ترکیه، هند، پاکستان و اسرائیل تهدیدی بزرگ‌اند که ایران را از شبکه‌های تجاری منطقه‌ای دور می‌کنند. کریدورهایی مانند زنگزور و لاجورد، با هدف هدایت ترانزیت کالا به دور از خاک ایران طراحی شده‌اند.

در صورتی که این مسیرها تکمیل شوند، ایران از نقشی کلیدی در تجارت منطقه‌ای محروم خواهد شد و آسیب‌پذیری در برابر تحریم‌ها افزایش خواهد یافت. علاوه بر این، تحولات سیاسی نامناسب در کشورهای همسایه (بحران افغانستان یا تنش پاکستان) و نوسان قیمت نفت دنیا نیز تهدیدات منفی بالقوه‌ای برای اقتصاد برون‌گرای ایران محسوب می‌شوند.

تهیه کننده : ابوذر آکوچکیان