پایگاه خبری مدیر

مرجع خبری مدیران و کسب‌وکارها

نقش ایران در بریکس: چشم‌انداز استراتژیک و سیاست‌های پیش رو

مقدمه: تحلیل موقعیت واقعیت‌ گرایانه ایران در مقابل آرمان‌های بلند بریکس

مدیرنیوز_عضویت جمهوری اسلامی ایران در گروه BRICS (برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی) در سال 1402/2023 به عنوان یکی از مهم‌ترین تحولات دیپلماتیک و اقتصادی ایران در عرصه بین‌الملل شناخته شد . این اقدام با حمایت شدید مقامات کشور، به ویژه شهید ابراهیم رئیسی، به عنوان یک “دستاورد تاریخی” و “پیروزی استراتژیک” برای شکست نفوذ غرب و کاهش انزوا تلقی می‌شد . انتظارات از این عضویت شامل کاهش اثربخشی تحریم‌های اقتصادی، دسترسی به بازارهای جدید، تقویت دیپلماسی اقتصادی چندجانبه و تأمین منابع مالی و فناوری برای مقابله با فشارهای بین‌المللی بود . با این حال، پس از یک سال از عضویت رسمی (از 1 ژانویه 1403)، لزوم تحلیلی و اسیب‌شناسی دقیق عملکرد ایران در این بلوک پیش می‌آید. این گزارش، با تأکید بر اصول علمی، پیش‌زمینه‌ها، اهداف و چالش‌های موجود، نقش فعلی ایران در بریکس را به دقت بررسی و سیاست‌های بلندمدتی را برای وزارت امور خارجه ایران ارائه می‌دهد.

هدف اصلی این تحقیق، ارائه یک تصویر واضح و عمل‌محور از وضعیت ایران در داخل ساختار بریکس است. این تحلیل به بررسی ابعاد مختلف همکاری، از جمله مسائل اقتصادی، امنیتی، سیاسی و حقوقی، می‌پردازد. به طور خاص، این گزارش به سؤالات کلیدی پاسخ می‌دهد: آیا عضویت ایران در بریکس اثرات عمل‌گرا در نظام مالی و تجاری بین‌المللی داشته است؟ چگونه ایران می‌تواند از ظرفیت‌های امنیتی و سیاسی بریکس برای تقویت حاکمیت خود در مقابل فشارهای منطقه‌ای و جهانی استفاده کند؟ و چه چالش‌هایی وجود دارد که می‌توانند منافع ایران را در بلندمدت به خطر بیندازند؟ این تحقیق با بررسی گزارش‌ها و اظهارات مقامات رسمی، تلاش می‌کند تا تفاوت بین اهداف آرمان‌آمیز اعلام‌شده و شرایط عملیاتی واقعی را آشکار سازد و در نهایت، پیشنهادات عملیاتی را برای افزایش مؤثریت ایران در این محیط پویا و چالش‌برانگیز ارائه دهد. این تحلیل در چارچوب سیاست‌های وزارت امور خارجه قرار می‌گیرد و بر اساس اسناد و منابع رسمی و تحلیلی ارائه شده در اختیار است.

ابعاد اقتصادی و مالی: چالش‌های عملیاتی و فرصت‌های بالقوه

عضویت در بریکس به ایران فرصت‌های اقتصادی بزرگی را برای دور زدن تحریم‌های غربی و دسترسی به سرمایه فراهم کرده است، اما این اهداف با چالش‌های عملیاتی عمیقی همراه است که مستلزم استراتژی‌های دقیق و اجرایی متمرکز است. بریکس با جمعیت 45% جهان و حداقل 35% از تولید ناخالص داخلی جهان، بازاری استثنایی است .

برای ایران، این بازار شامل صادرات غیرنفتی به کشورهایی مانند چین و روسیه است که در سال‌های اخیر به عنوان شریکان تجاری اصلی ایران شناخته می‌شوند . اما این امکانات بالقوه با موانع ساختاری و مشکلات فنی برخورد دارد. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها، حفظ و افزایش این تجارت است.

اگرچه تجارت غیرنفتی ایران با 5 عضو اصلی بریکس در سال 1401 به 38.43 میلیارد دلار رسیده است ، اما داده‌های بعدی نشان می‌دهد که این روند ممکن است نزولی باشد . این موضوع نشان می‌دهد که ایران هنوز به طور کامل نتوانسته است از ظرفیت‌های این بازار بهره‌برداری عملیاتی کند.

در این زمینه، چندین عامل اصلی محدودکننده وجود دارد. اول، مشکلات ساختاری اقتصادی ایران، از جمله ضعف در زیرساخت‌ها و عدم شفافیت، مانع از بهره‌برداری حداکثری از فرصت‌های تجاری می‌شود . ثانیاً، وابستگی شدید به روابط دوجانبه با چین و روسیه، به‌خصوص با چین، که تقریباً 80% تجارت ایران با 5 عضو اصلی بریکس را تشکیل می‌دهد، باعث می‌شود ایران به طور نسبی به یک بازار جانبی در اختیار یکی از اعضای بزرگ تبدیل شود . سوم، حکم‌العمل‌های داخلی مانند قوانین گمرکی و مالی که ممکن است با سرعت انجام تراکنش‌های الکترونیکی جدید سازگار نباشد، مانع عملیاتی شدن این سیستم‌ها می‌شود .

از سوی دیگر، فرصت‌های بالقوه بسیار جذاب است. اولین فرصت، دلارزدایی است. بریکس با هدف کاهش وابستگی به دلار آمریکا و سیستم SWIFT فعالیت می‌کند . این امر به ایران کمک می‌کند تا معاملات خود را بدون وابستگی به شبکه مالی غربی انجام دهد. این امر در عمل با اتصال شبکه‌های کارت ایران (شتاب) و روسیه (میر) آغاز شده است که امکان برداشت وجه در کشورهای همسایه را فراهم می‌کند . همچنین، توافقنامه‌های مبادله ارزی با چین و هند برای کاهش استفاده از دلار و یورو برای پرداخت‌ها امضا شده است .

دومین فرصت، دسترسی به مالیات بین‌المللی. بانک توسعه نوین بریکس (NDB) با سرمایه 100 میلیارد دلار به عنوان جایگزینی برای بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول عمل می‌کند . ایران در حال فعالانه برای عضویت در این بانک است تا از وام‌های آن برای پروژه‌های زیرساختی استفاده کند . رئیس NDB قصد دارد به تهران سفر کند و ایران در این نهاد به طور رسمی عضو شود . این دسترسی می‌تواند به ایران کمک کند تا از تحریم‌های آمریکا محافظت شود و به سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها بپردازد.

سومین فرصت، ایجاد سیستم پرداخت جایگزین. پروژه “BRICS Pay” یا “Bridge” در حال توسعه است که بر پایه فناوری بلاک‌چین عمل می‌کند و به کاربران اجازه می‌دهد تا به صورت مستقیم با استفاده از ارزهای ملی خود تراکنش انجام دهند . این سیستم می‌تواند هزینه تراکنش‌ها را تا 50 درصد کاهش دهد و به ایران امکان دهد تا تجارت خود را با تمامی اعضای بریکس بدون نیاز به دلار مدیریت کند . این سیستم در اجلاس سران بریکس در ریودوژانیرو نیز به عنوان یک اولویت اصلی برای توسعه قرار گرفت .

با این وجود، چالش‌های مالی و سیستمی، به‌ویژه وضعیت FATF، یک مانع اساسی برای این دسترسی‌ها است. ایران هنوز در فهرست سیاه FATF قرار دارد که بسیاری از بانک‌های بین‌المللی را از تعامل با ایران منع می‌کند . بنابراین، هرچند ایران می‌تواند از زیرساخت‌های داخلی بریکس استفاده کند، اما دسترسی به سیستم مالی جهانی به طور کامل ممکن نیست. این موضوع نشان می‌دهد که عضویت در بریکس، اگرچه یک پیشرفت استراتژیک است، اما نمی‌تواند به تنهایی مشکلات مالی عمیق ایران را حل کند .

پارامتر

شرح وضعیت فعلی

اهداف بلند مدت در چهارچوب بریکس

چالش های موجود

تجارت غیرنفتی

رشد اولیه (38.43 میلیارد دلار در سال 1401)، اما روند نزولی گزارش شده
افزایش چشمگیر صادرات به بازارهای بریکس و کاهش وابستگی به دلار
مشکلات ساختاری اقتصادی، قوانین داخلی، رقابت با دیگر کشورها

سیستم پرداخت جایگزین

اتصال شبکه کارت “شتاب” با “میر”، پروژه “BRICS Pay” در حال توسعه
ایجاد یک سیستم پرداخت مستقل و سریع برای تمامی اعضاء، کاهش هزینه تراکنش
ناترازی فنی، نیاز به استانداردسازی، ترس اعضای دیگر از تحریم‌های ثانویه

دسترسی به سرمایه

در حال فعالیت برای عضویت در NDB برای دریافت وام
دسترسی به وام‌های زیرساختی و فناوری سبز بدون تحریم آمریکا
وضعیت FATF، نیاز به ارتقای شفافیت و استانداردهای مالی

دلارزدایی

امضای موافقتنامه‌های مبادله ارزی با چین و هند
کاهش یا حذف کامل استفاده از دلار در تجارت با اعضای بریکس
نیاز به زمان برای جایگزینی سیستم، همچنان بودن تحریم‌های آمریکا

ابعاد سیاسی و دیپلماتیک: تقویت حاکمیت در مقابل چالش‌های سیستماتیک

از منظر سیاسی، عضویت در بریکس یک ابزار استراتژیک قدرتمند برای ایران به منظور تقویت حاکمیت و حاکمیت اقتصادی خود در مقابل فشارهای سیاسی و نظامی آمریکا و متحدانش است. این گروه، به ویژه پس از گسترش عضویت، به عنوان یک نیروی سیاسی و اقتصادی کلیدی در جهان چندقطبی شناخته می‌شود و ایران می‌تواند از این موقعیت برای ایجاد “درهم‌تنیدگی منافع” استفاده کند . این درهم‌تنیدگی به این معناست که تحریم‌ها یا عملیات نظامی علیه ایران ممکن است با واکنش اقتصادی و سیاسی اعضای بریکس مواجه شود و این موضوع باعث افزایش هزینه‌های این اقدامات برای دشمنان ایران می‌شود . این امر به طور خاص در حوزه امنیت می‌تواند اهمیت داشته باشد، زیرا اعضای بریکس دارای حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل هستند که می‌توانند از ایران در مقابل تهدیدات بین‌المللی حمایت کنند .

یکی از برجسته‌ترین نمونه‌های عملکرد سیاسی ایران در بریکس، واکنش گروه به حملات نظامی اخیر علیه تأسیسات هسته‌ای ایران بود. در نشست سران بریکس در ریودوژانیرو در تیرماه 1404، بیانیه پایانی این اجلاس با محکوم کردن حملات اسرائیل و ایالات متحده به ایران و ابراز نگرانی درباره تشدید تنش‌ها، اولین بار بود که این گروه به طور صریح از یکی از اعضاد جدید خود دفاع می‌کرد . این واکنش قوی‌تر از انتقاد ضمنی و آشکار به اسرائیل در بیانیه قبلی بود و نشان‌دهنده تغییر در اولویت‌های سیاسی بریکس است . حضور وزیر امور خارجه ایران، سید عباس عراقچی، در این نشست، این دیدگاه را تقویت می‌کند که ایران یک بازیگر سیاسی فعال و مهم در این چارچوب است .

علاوه بر دفاع سیاسی، ایران سعی در دستیابی به حمایت اقتصادی و امنیتی در مقابل تحریم‌های آمریکا دارد. بریکس اعلام کرده است که از حق ایران برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای مبتنی بر تعهدات بین‌المللی (مانند پیمان عدم انتشار) حمایت می‌کند و از گفتگوی ایران با IAEA خواستار موفقیت است . این حمایت، اگرچه اصولی است، اما می‌تواند در صحنه بین‌المللی برای تضعیف تحریم‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران مفید باشد. همچنین، ایران از طریق بریکس می‌تواند از طرح‌های صلح چین و برزیل در مورد اوکرایه حمایت کند و این امر می‌تواند به افزایش اعتبار سیاسی ایران در مقابل سیاست‌های آمریکا کمک کند .

با این حال، این فرصت‌های سیاسی با چالش‌های بزرگی همراه است. اول، ناهنگامی اعضای بریکس. هر چند که اعضای اصلی بریکس (چین، روسیه، هند، برزیل، آفریقای جنوبی) در برابر تک‌قطبی بودن و تحریم‌های یکجانبه متحدند، اما روابط اقتصادی و سیاسی هر کدام با آمریکا وجود دارد . برزیل، هند و برخی از کشورهای جدید ممکن است به دلیل این روابط، در اتخاذ مواضع سخت علیه آمریکا محتاط باشند . این موضوع نشان می‌دهد که بریکس یک اتحاد ضدآمریکایی یکپارچه نیست، بلکه یک ائتلاف مصالحه‌جو است .

دوم، تفاوت در اولویت‌های سیاسی. برخی تحلیلگران معتقدند که عضویت ایران در بریکس، در کوتاه‌مدت، بیشتر جنبه سیاسی و دیپلماتیک (کاهش انزوای بین‌المللی) دارد و منافع اقتصادی آن ناچیز ارزیابی می‌شود . این به این معناست که ایران نمی‌تواند انتظار دهد که بریکس به طور مستقیم و نظامی در برابر فشارهای ایالات متحده ایستادگی کند . انتظار دادن به این امر غیرواقع‌بینانه است .

بنابراین، سیاست ایران در این حوزه باید هوشمندانه باشد. ایران باید از طریق دیپلماسی فعال، با کشورهایی مانند روسیه و چین که همراهی بیشتری با آن دارند، همکاری‌های سیاسی و امنیتی عمیق‌تری را تقویت کند . همچنین، باید بر روی ایجاد مصالحه و افزایش درهم‌تنیدگی منافع با سایر اعضای بریکس تمرکز کند تا به نوعی “شبکه حمایت” بوجود آورد. این شبکه می‌تواند به این شکل باشد که یک اقدام ضدایرانی آمریکا با واکنش اقتصادی از سوی چندین عضو بریکس مواجه شود که این موضوع می‌تواند هزینه‌های این اقدام را برای آمریکا دوباره کند. این استراتژی نه تنها امنیت ملی ایران را افزایش می‌دهد، بلکه باعث می‌شود ایران در نظام بین‌المللی به عنوان یک بازیگر حساب‌شده و ضروری تلقی شود .

ابعاد امنیتی و اجتماعی: ایجاد سازوکارهای جدید برای مقابله با تهدیدات چندبعدی

با وجود اینکه بریکس ابتدا به عنوان یک گروه اقتصادی-مالی تأسیس شد، اما در سال‌های اخیر، اهمیت ابعاد امنیتی و اجتماعی آن به شدت افزایش یافته است. ایران، با توجه به موقعیت ژئوپلتیکی و چالش‌های امنیتی خود، نقش فعالی در شکل‌دهی به این حوزه را بر عهده گرفته است.

یکی از بزرگ‌ترین اقدامات ایران در این حوزه، پیشنهاد دبیر شورای عالی امنیت ملی، علی‌اکبر احمدیان، برای تأسیس “کمیسیون امنیت بریکس” (BRICS Security Council) در نشست مقامات عالی‌رتبه امنیتی این گروه در شهریور 1403 بود . این پیشنهاد به طور دقیق تهدیدات امنیتی جهانی را که بر اساس منابع مختلف شامل تروریسم، افراط‌گرایی، مواد مخدر، ناامنی دریایی، قاچاق انسان، سوءاستفاده از فناوری‌های نوظهور (هوش مصنوعی، فضای سایبری، ماهواره‌ها)، تهدیدات کوانتومی و فضای الکترومغناطیسی، فعالیت‌های غیرمجاز بیولوژیک و نقض حاکمیت است، شناسایی و پیشنهاد یک سازوکار همکاری مشترک برای مقابله با این تهدیدات را مطرح کرده است .

این پیشنهاد نه تنها نشان از آمادگی ایران برای مشارکت در حوزه‌های امنیتی پیشرفته است، بلکه یک فرصت استراتژیک برای تبدیل بریکس به یک سازوکار امنیتی واقعی و جایگزین برای نظام امنیتی تک‌قطبی تضعیف‌شده است .

این پیشنهاد به طور خاص در پیش‌زمینه‌های خاصی مطرح شد. اول، بریکس به طور قاطعانه در بیانیه ریودوژانیرو به دلیل حملات اسرائیل به ایران ابراز نگرانی کرد و این حملات را محکوم کرد . این اولین بار نبود که بریکس از ایران حمایت می‌کرد؛ در اجلاس سال 2023 نیز بریکس تهدید اقدام نظامی و تحریم‌های یکجانبه علیه ایران را می‌گذراند و بر حل مسائل از طریق مذاکره تأکید کرد .

دوم، حمایت روسیه و چین از ایران در مسائل داخلی مانند جزایر سه‌گانه و در مقابل تغییر سیاست در قبال زنگزور، از طرف روسیه، و پایبندی به توافق مشارکت راهبردی با ایران، از طرف چین، به رسمیت شناخته شد . این حمایت‌های سیاسی و دیپلماتیک، پایه‌های لازم برای همکاری امنیتی را فراهم می‌کند. ایران از این فرصت برای تقویت این روابط و تبدیل آن به همکاری عملیاتی استفاده می‌کند.

پیشنهاد تشکیل کمیسیون امنیت، به عنوان یک گام عملی برای این تبدیل، مطرح شد. هدف از این کمیسیون، ایجاد سازوکارهای همکاری در حوزه‌های مختلف امنیتی مانند تبادل اطلاعات، انجام تمرینات مشترک، هماهنگی در مسائل مرتبط با سایبر و هوش مصنوعی، و ایجاد یک پلتفرم برای حل اختلافات و مقابله با تهدیدات مشترک است .

اهمیت این پیشنهاد در این است که ایران، با تجربه طولانی مبارزه با تروریسم، تروریسم‌های ایدئولوژیک، تروریسم پولی، تحریم‌های اقتصادی، و تهدیدات سایبری، اطلاعات و تجربه معتبری در این زمینه دارد و می‌تواند به عنوان یک منبع مهم دانش در اختیار بریکس قرار دهد. این امر می‌تواند ایران را به بازیگری کلیدی در شکل‌دهی به امنیت جهان در چارچوب یک نظام چندقطبی تبدیل کند. همچنین، این پیشنهاد می‌تواند به ایجاد یک “سپر اقتصادی و امنیتی” برای اعضای خود کمک کند تا در برابر فشارهای تحریمی و نظامی آمریکا مقاومت کنند .

با این حال، چالش‌های قابل توجهی در پیش رو است. اول، عدم تمایل کشورهای دیگر برای مداخله در مسائل داخلی یکدیگر. برخی تحلیل‌گران معتقدند که برخی اعضای بریکس، به‌ویژه هند و برزیل، به دلیل روابط خود با آمریکا، از اتخاذ مواضع سخت علیه ایالات متحده یا اسرائیل بازمانده‌اند . این موضوع می‌تواند باعث شود که اگرچه همه به ضرورت مقابله با تک‌قطبی بودن و تحریم‌های یکجانبهه معتقد باشند، اما در اتخاذ اقدامات عملی محدود باشند.

دوم، تفاوت در سطوح امنیتی و توانایی‌های فنی. کشورهای مختلف عضو بریکس از نظر توانایی در حوزه‌های پیشرفته امنیتی مانند هوش مصنوعی، فناوری‌های نوظهور و سایبر، سطوح متفاوتی دارند. این موضوع می‌تواند باعث شود همکاری‌های عملی در این حوزه‌ها سخت و آهسته شود. بنابراین، ایران و سایر کشورهای حامی از این پیشنهاد باید بر ایجاد حوزه‌های همکاری مرحله‌ای و عملی تأکید کنند، مانند ایجاد یک مرکز مشترک برای مبارزه با تروریسم سایبری یا تبادل گزارش‌های امنیتی منظم.

سوم، رعایت مبانی بریکس. برخی تحلیل‌گران معتقدند که بریکس یک اتحاد نمادین عمل نمی‌کند و هدفش ایجاد یک ائتلاف نظامی-دفاعی نیست . اعضای این گروه همچنان شریک بزرگی در بازارهای آمریکا هستند و انتظار نمی‌رود که در برابر فشارهای آمریکا به طور نظامی ایستادگی کنند . بنابراین، ایران نباید انتظار داشته باشد که از بریکس به عنوان یک اتحاد نظامی-دفاعی در برابر حملات مستقیم استفاده کند .

با این وجود، ایران می‌تواند از این پیشنهاد به عنوان یک ابزار دیپلماتیک و تبلیغاتی استفاده کند. ارائه یک سازوکار امنیتی به عنوان یک گزینه سیاسی و اقتصادی برای حل اختلافات، می‌تواند به ایران کمک کند تا به عنوان یک بازیگر جدی در نظام امنیتی جهان عمل کند. این امر می‌تواند به اصلاح ساختارهای حکمرانی جهانی و افزایش نمایندگی کشورهای در حال توسعه در تصمیم‌گیری‌های امنیتی جهانی کمک کند .

ایران می‌تواند در این چارچوب، بر ارائه راهکارهای جایگزین برای مسائل امنیتی مانند مبارزه با تروریسم با روش‌های اقتصادی و سیاسی به جای نظامی، تأکید کند. این امر با اهداف بلندمدت ایران برای جایگزینی نظام تک‌قطبی با یک نظام چندقطبی و عادلانه همسو است . این حوزه امنیتی می‌تواند نقشی مشابه با سازمان همکاری شانگهای را در منطقه اوراسیا داشته باشد، اما با این تفاوت که در بریکس این امنیت از طریق چارچوب‌های چندجانبهه و همکاری‌های غیرنظامی مورد نظر است.

ایران می‌تواند با تقویت این حوزه، از فرصت‌هایی که برای حضور در نهادهای بین‌المللی ایجاد می‌شود، بهره‌برداری کند. به عنوان مثال، حضور کمیته دفاعی مجلس شورای اسلامی در نشست پارلمانی بریکس در سال 1404 نشان‌دهنده سطح بالاتری از تعامل در حوزه دفاعی است . این امر می‌تواند به عنوان یک پیش‌زمینه برای همکاری‌های امنیتی بیشتر در آینده استفاده شود.

چالش‌های داخلی و خارجی: از FATF تا تهدیدات تجاری آمریکا

رکود اقتصادی در کشورهای عضو بریکس، به‌ویژه روسیه که در آستانه رکود قرار دارد ، می‌تواند بر پایداری گروه و قدرت مالی آن تأثیر منفی بگذارد و اهداف ایران را تحت تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، تهدیدات تجاری آمریکا به‌ویژه در دوران ریاست ترامپ، به شدت افزایش یافته است. دونالد ترامپ به طور صریح تهدید کرده است که تعرفه‌های 10 تا 150 درصدی را بر واردات از کشورهایی که در مقابل تلاش‌های آمریکا برای تضعیف دلار قرار دارند، اعمال خواهد کرد . این تهدیدات، از یکسو می‌تواند باعث تقویت اتحاد داخلی بریکس و شتاب دادن به سمت دلارزدایی شود، ازسوی دیگر، باعث ایجاد تنش‌های تجاری مستقیم میان اعضای بریکس و آمریکا خواهد شد . برای ایران، این شرایط چالش‌برانگیز است. از یکسو، تلاش برای کاهش وابستگی به سیستم مالی غربی به شدت توسط آمریکا مورد مقابلت قرار می‌گیرد. از سوی دیگر، اگر تنش‌های تجاری افزایش یابد، ممکن است تأثیر منفی‌تری بر اقتصادهای کشورهایی مانند هند و برزیل که به دلیل روابط خود با آمریکا در متعامل شدن با ایران محتاط هستند، داشته باشد .

راهکارها و پیشنهادات استراتژیک برای وزارت امور خارجه

در نهایت، برای تحقق بخشیدن به اهداف ایران در بریکس، اقدامات عملیاتی و استراتژیک ضروری است. اولین و مهم‌ترین پیشنهاد این است که وزارت امور خارجه، یک روند تشویق به تحرک داخلی را در کشور شروع کند. این شامل یک دویدمان ملی جهت تطبیق قوانین و مقررات داخلی با الزامات سیستم‌های مالی و پرداختی جدید بریکس است. این شامل اصلاح قوانین گمرکی، بانکی و تجاری است تا بهره‌برداری حداکثری از این ظرفیت‌ها ممکن شود . این امر باعث می‌شود ایران به جای یک شنیدنی اما غیرفعال، یک بازیگر عملیاتی در این چارچوب شود.

دوم، تقویت دیپلماسی فعال برای ایجاد “حمله دیپلماتیک” به سمت کشورهایی مانند هند و برزیل است تا آنها را وادار به اجرای عملی و گسترده‌تر سیستم‌های پرداخت جایگزین شود . این دیپلماسی می‌تواند با ارائه مثال‌های موفقیت‌آمیز از تراکنش‌های انجام‌شده با چین و روسیه و ارائه مزایای اقتصادی مشترک، مانند کاهش تجارت با اعضای دیگر، انجام شود .

سوم، تعریف یک استراتژی اقتصادی راهبردی و متمرکز است. به جای دنبال کردن اهداف کلی و ناهمسان، ایران باید پروژه‌های مشخصی را انتخاب کند که برای اقتصاد ایران سودآور باشد و در عین حال، به اهداف اتحادیه نیز مناسب باشد. این پروژه‌ها می‌توانند شامل توسعه کریدور شمال-جنوب با سرمایه‌گذاری بریکس، توسعه زیرساخت‌های انرژی و فناوری با وام‌های NDB، و ایجاد یک مرکز فناوری و نوآوری در ایران با استفاده از ظرفیت‌های بریکس باشد . این رویکرد ترکیبی میان اهداف بلندمدت و اقدامات عملیاتی را فراهم می‌آورد.

چهارم، ایجاد یک ارتباطات چندرسانه‌ای قوی برای بهبود تصویر ملی ایران در میان اعضای بریکس است. این امر شامل سازماندهی ارائه محتوای رسانه‌ای، سازمان‌دهی نمایشگاه‌های تجاری و فرهنگی، و افزایش همکاری‌های آموزشی و علمی است تا اعتماد سیاسی و اقتصادی را افزایش دهد . این امر به ایران کمک می‌کند که به عنوان یک شریک قابل اعتماد و با استراتژی مشخص، معرفی شود، نه به عنوان یک فرد ضعیف که فقط می‌خواهد از تحریم‌ها فرار کند.

در نهایت، ایران باید به این نکته پی ببرد که بریکس تنها یک سازمان است، نه یک اتحادیه نظامی. بنابراین، انتظار حمایت نظامی مستقیم اشتباه است . هدف باید ایجاد یک شبکه حمایت اقتصادی و سیاسی باشد که در صورت لزوم، باعث شود تحریم‌ها برای ایالات متحده و متحدانش هزینه‌برتر شود. این شبکه از طریق همکاری‌های دوستیابی، توسعه کریدورها، و تقویت امنیت اطلاعاتی و مالی شکل می‌گیرد. این چارچوب به ایران اجازه می‌دهد که در چارچوبی متعادل، از طریق دیپلماسی، اقتصاد، و امنیت، از فرصت‌های بریکس به شکلی عملیاتی و مؤثر بهره‌مند شود و در عین حال، از چالش‌های آن بهره‌برداری کند.

تهیه کننده : ابوذر آکوچکیان